اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
364
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
جلوگيرى كرد ، عمر در ديبل اقامت گزيد و عقبة بن مسلم همراه وى بود ، عمر بن حفص با وى جنگيد و همراهان عيينه از عمر امان مىخواستند پس عيينه خواستار صلح شد و عمر با وى صلح كرد و او را با فرستادگان خود نزد منصور فرستاد و عمر ابن حفص در منصوره اقامت گزيد و عيينه با فرستادگانش رهسپار شد و هنوز در راه بود كه از فرستادگان عمر گريخت و راه سيستان را در پيش گرفت تا نزديك رخج رسيد و جمعى از يمنيها او را زدند و كشتند و سرش را نزد منصور بردند و عمر بن حفص دو سال در سند اقامت داشت ، سپس ابو جعفر او را عزل كرد و هشام ابن عمر و تغلبى را حكومت ( سند ) داد [ 1 ] ، پس رهسپار منصوره شد و در آن ( شهر ) اقامت گزيد و لشكرى را به ناحيه هند فرستاد و غنيمت گرفتند و بردگانى بدست آوردند و به هشام گفته شد كه منصوره گنجايش تو را ندارد و بلاد ملتان از جمله معرى با وسعت است . پس ( بدانجا ) رهسپار گشت و برادر خود بسطام بن عمرو را بر منصوره جانشين گذاشت و چون نزديك ملتان رسيد مهتر آن با گروهى بجلوگيرى او بيرون آمدند و با هم روبرو شدند و ميان آن دو جنگى سخت روى داد ، سپس مهتر ملتان هزيمت يافت و هشام پيروز شد و به شهر در آمد و اسيران بسيار گرفت ، آنگاه كشتيها ساخت و آنها را به رودخانه سند انداخت و تا قندهار پيش رفت و آن را فتح كرد و اسير گرفت و بد [ 2 ] را ويران ساخت و بجاى آن مسجدى بنا نهاد ، سپس با غنيمتهايى كه هيچكس از سند نياورده بود نزد منصور آمد و جز اندك زمانى در عراق اقامت نداشت كه درگذشت و منصور معبد بن خليل تميمى را بحكومت ( سند ) فرستاد و در آن سرزمين ستوده بود . ابو جعفر در سال 144 بر سر بغداد آمد و گفت : جايى را براى ساختن شهرى
--> [ 1 ] بگفته بلاذرى ، هشام بن عمرو تغلبى فاتح ملتان و قندهار پيش از عمر بن حفص بن عثمان هزار مرد حكومت سند داشت ( ر . ك . فتوح البلدان ص 431 ) . [ 2 ] به ضم اول و تشديد دال ، بت و بتخانه هر دو را گويند .